پیش‏فرض این بیان آن است که اختلافات در فهم، برخاسته از اعتنا به منبع معرفتی غیروحیانی است؛ ولی مراجعه به مسیر هدایت الهی که متبلور در وحی است این آفات و آسیبها را درپی ندارد. پیش از این اشاره داشتیم که باید میان خود «وحی» (معانی وحیانی موجود نزد صاحبان وحی) و «نقل وحی» که نیاز بشر عادی است فرق نهاد. چنانچه دیگر منابع معرفتی؛ نظیر فلسفه و عرفان را رها کنیم و به سراغ کتاب و سنت و معارف الهی برویم باز هم از خطا و اختلاف در فهم مصون نیستیم.اگر مروری گذرا به تاریخ فقه و کلام و تفسیر داشته باشیم درمی‏یابیم که میان بزرگان هر یک از این شاخه‏ها علی‏رغم تمرکز و سابقه طولانی اُنس و الفت ایشان با متون روایی و کلام وحیانی چه اندازه اختلاف نظر و تنوع و تکثر ادراک از کتاب و سنت وجود دارد . 

شیخ صدوقِ و شیخ مفیدِ هر دو از اعاظم علمای شیعه هستند و هر دو اُنس وافری با روایات اهل‏بیت عصمت(علیهم‌السلام) دارند. شیخ صدوقِ کتاب اعتقادات را نوشت و با طرح قریب صد مسئله، اعتقادات شیعه را بیان کرد. شیخ مفیدِ در کتاب تصحیح الاعتقاد در بسیاری از موارد آنچه را شیخ صدوقِ به عنوان اعتقاد شیعه بیان می‏کند، مخدوش می‏داند و جالب آنکه هر دو بزرگوار به روایاتِ معصومان(علیهم‌السلام) تمسک می‏کنند؛ نه اینکه مثلاً شیخ صدوقِ مشرب روایی داشته باشد و شیخ مفیدِ مشرب فلسفی، بلکه اختلافشان در استنباط مطالبی است که از روایاتِ معصومان دارند و هر دو نقلی فکر می‏کنند و هر دو به سراغ نقل رفته‏اند. البته شیخ مفیدِ در مواردی نگاه عقلی نیز به منقول دارد، پس چنین نیست که هر کجا بحث صرفاً روایی و نقلی شد اختلاف عمیق در کار نباشد.

به عنوان نمونه: 1. شیخ مفیدِ در صفحه 49 تصحیح الاعتقاد آنجا که کلام شیخ صدوقِ را درباره مشیت و اراده پروردگار نقل می‏کند می‏فرماید: آنچه جناب ابوجعفر (شیخ صدوق(ِ ذکر کرده‏اند معنای محصّلی ندارد و مشتمل بر معانی مختلف و متناقضی است و سبب این تناقض‏گویی و آشفتگی معنا آن است که او اهل نظر نبوده و صرفاً به ظواهر احادیث اکتفا می‏کرده است؛ «و السبب فی ذلک أنّه عمل علی ظواهر الأحادیث المختلفة و لم یکن ممّن یری النظر فیمیّز بین الحق و الباطل». در ادامه می‏فرماید کسی که در بیان اعتقاد و مذهب خویش به صرف ظواهر اقوال مختلف روایی اعتماد کند و تقلید راویان را پیشه خود سازد وضعی بهتر از این نخواهد داشت

2.در صفحه 54 ضمن اشاره به آیات قضا و قدر و ذکر نظر شیخ صدوقِ در این‏باره می‏فرماید: مستند شیخ صدوقِ در ارائه این نظر روایات شاذّ است که وی از عهده حمل این روایات بر وجه مقتضی آنها بر نیامده است و کسی که اهل نظر و اجتهاد در این‏گونه روایات نیست بهتر است که به نقل آنها اکتفا کند و در مقام حلّ آنها و بیان معنای قضا برنیاید:

عوّل ابوجعفر فی هذا الباب علی احادیثٍ شواذٍ لها وجوه یعرفها العلماء متی صحت و ثبت إسنادها و لم یقل فیه قولاً محصّلاً و قد کان ینبغی له لما لم یکن یعرف للقضاء معنی أن یهمل الکلام فیه.

3.در صفحه 79 کلام شیخ صدوقِ را درباره نفوس و ارواح ذکر می‏کند و می‏فرماید: آنچه وی گفته بر اساس حدس است و مستند به تحقیق نیست و برداشت او از این روایات ناصحیح است .کلام ابی جعفر فی النفس و الروح علی مذهب الحدس دون التحقیق ولو اقتصر علی الأخبار و لم یتعاط ذکر معانیها کان أسلم له من‏الدخول فی باب یضیق عنه سلوکه.

منبع : منزلت عقل در هندسه معرفت دینی -  صفحه 198