اقسام عشق

عشق انسانی به دو قسم حقیقی و مجازی تقسیم می‏شود. عشق حقیقی به کمال وجود باز می‏گردد و در حیطه مجرّدات عقلی است و عشق مجازی به نفسانی و حیوانی منقسم می‏شود.

مبدأ عشق نفسانی مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوق است و بیشترین اعجاب آن بر مدار شمایل یعنی خُلقیّات و اوصاف اخلاقی معشوق است.

مبدأ عشق حیوانی شهوت است که در طلب لذات حیوانی است و بیشترین اعجاب آن متوجه صورت و خلقت معشوق و رنگ و خطوط اعضای اوست.

و مراد از «عشق عفیف» در کلام شیخ همان عشق نفسانی است، زیرا عشق حیوانی موجب تسلط نفس امّاره و کمک کننده نفس امّاره جهت تسلط بر قوّه عاقله و اطفای نور عقل است و عشق حیوانی در اغلب موارد مقارن با فجور و حرص به آن است، حال آنکه عشق نفسانی، نفس را آرام و مشتاق ساخته و آن را از هر چه غیر از معشوق است دور می‏کند و همه همت را بر یک نقطه متمرکز می‏سازد و شخصی که از این عشق بهره داشته باشد، به دلیل اعراض از کثرات توان بیشتری برای اقبال به معشوق حقیقی پیدا می‏کند.

آن عشق مجازی که قنطره و گذرگاه وصول به حقیقت است همان عشق به شمایل و ملکات اخلاقی است که وحدت و یگانگی عاشق و معشوق از طریق نزدیکی و وصول به آن ملکات ممکن و میسّر است؛ امّا عشقی که متوجه بدن و مانند آن باشد در نزد همگان نه تنها راه نیست، بلکه راهزن است. نظامی گنجوی در این مورد می‏گوید:

عشق آینه بلند نور است *** شهوت ز حساب عشق دور است[لیلی و مجنون، سوم، ص321، بیت 197]

بر این اساس عشق به اولیای الهی دو گونه متصور است: اول عشق حقیقی است و آن عشق به عین کمال هستی آن‏هاست و دوم عشق مجازی است و آن عشق به عدالت، سخاوت، عبادت، تقوا، شجاعت، عفت و دیگر شمایل و ملکات اخلاقی آنهاست. علاقه به ملکات و صفات محبوب وسیله‏ای است که انسان را به کمال وجودی او نایل می‏گرداند.

مرحوم خواجه پس از شرح عشق عفیف این گفتار را ناظر به آن دانسته است که هر کس در عشق عفت ورزیده و آن را کتمان کند تا آنکه بمیرد مرگ او شهادت محسوب می‏شود.

 

عین نضّاخ /آیت الله جوادی آملی/انتشارات إسراء/1390/ج 3/ ص 250